تبليغاتX
عاشقان بیدار
عاشقان بیدار
نوشته های عاشقانه
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 1:58
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست

عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود

و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد

.

.

.

به امید عشق های واقعی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر سر در قلبم نوشتم ورود ممنوع!!

عشق با خنده ای آمد و گفت: من بی سوادم
!

 

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

عشقی یعنی یکشنبه یازدهم شهریور 1386 3:20
 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 

 

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

یکشنبه یازدهم شهریور 1386 3:13
در خواب ناز بودم شبی   

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود
اهل زمين نبود نمازش شكسته بود

برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود
تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود

چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت

عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر

پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

تقدیم به شیوا یکشنبه یازدهم شهریور 1386 0:58
من این عکسو به عشق دست نیافتیم یعنی شیوا تقدیم میکنم

 

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

دفتر خاطراتم یکشنبه یازدهم شهریور 1386 0:56
اینم ۲ عکس از دفتر خطراتم البته من تو این کارا زیاد وارد نیستم اینارو هم همینطوری کشیدم

امید وارم خوشتون اومده باشه

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

عشق چیست ... شنبه دهم شهریور 1386 2:24

به كودكی گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازی...  

به نوجوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازی...

به جوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت...

به پيرمردی گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر...

به عاشقی گفتند : عشق چيست؟

چيزی نگفت آهی كشيد و سخت گريست...

به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره...

به پروانه گفتم: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره...

از آتش پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من سوزانتره...

شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت :از من عاشقتر...

از خودش پرسيدم عشق چيست ؟ گفت: نگاهی بيش نيستم...

اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه می گویید؟

 

 

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

عکس شنبه دهم شهریور 1386 2:13

 

 

 

 

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

معرفی شنبه دهم شهریور 1386 1:59
سلام

اسم من پارسا است و تمام نوشته هامو تقدیم میکنم به عشق دست نیافتنیم یعنی شیوا که به خاطرش حاظرم هر کاری بکنم .

امیدوارم تو این وبلاگ لحظات خوبی رو پشت سر بزارید خواهشا حرف های دلتون رو تو نظراتون بهم بگین .

نوشته شده توسط وحید و نازنین | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: وحید و نازنین & Designer: Hessam Sedaghati