از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.
از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…
گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.
از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .
از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .
از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.
از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست
عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود
و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد
.
.
.
به امید عشق های واقعی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بر سر در قلبم نوشتم ورود ممنوع!!
عشق با خنده ای آمد و گفت: من بی سوادم!

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی ه
رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده
بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی لحظه های التهابعشق یعنی
لحظه های ناب نابعشق یعنی
با پرستو پر زدنعشق یعنی آ
ب بر آذر زدنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان
عشق یعنی
معنی رنگین کمانعشق یعنی
شاعری دل سوختهعشق یعنی
آتشی افروختهعشق یعنی
با گلی گفتن سخنعشق یعنی
خون لاله بر چمنعشق یعنی
شعله بر خرمن زدنعشق یعنی
رسم دل بر هم زدنعشق یعنی
یک تیمم,یک نمازعشق یعنی
عالمی راز و نیاز
دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا.....
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود
اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود
تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود
چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت
عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر
پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه




امید وارم خوشتون اومده باشه
به كودكی گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازی...
به نوجوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازی...
به جوانی گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت...
به پيرمردی گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر...
به عاشقی گفتند : عشق چيست؟
چيزی نگفت آهی كشيد و سخت گريست...
به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره...
به پروانه گفتم: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره...
از آتش پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من سوزانتره...
شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت :از من عاشقتر...
از خودش پرسيدم عشق چيست ؟ گفت: نگاهی بيش نيستم...
اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه می گویید؟

اسم من پارسا است و تمام نوشته هامو تقدیم میکنم به عشق دست نیافتنیم یعنی شیوا که به خاطرش حاظرم هر کاری بکنم .
امیدوارم تو این وبلاگ لحظات خوبی رو پشت سر بزارید خواهشا حرف های دلتون رو تو نظراتون بهم بگین .










